سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تخفیف یار

سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
* لینک دوستان

اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَـتَــهُ یُصَـلّـُـونَ عَـلَـی النَّبِیُّ

یا اَیُّهَـــا الَّـذِینَ آمَنُــوا صَـلّـُـوا عَـلَـیــهِ وَ سَلِّـمـُوا تَسـلِـیـمـاً



شما نیز با سه صلـــوات در ختــم صلـــوات شرکت فرمائید


[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/21 ] [ 4:40 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم


مــرد ایمـان ، اخـلاق ،فـرهنـگ و ادب

 

در سال 1348 برای کار به چاپخانه ایشان مراجعه کردم ، در ابتدای ورود به چاپخانه مردی میانسال را دیدم که آثــار زهــد و تقـــوی در چهره اش نمایان بود ، او هم تقریباً از من خوشش آمد و  به گرمی مرا پذیرفت و قرار داد شفاهی ما بدین ترتیب منعقد شد و از روز بعد در آن چاپخانه شروع به کار کردم .



 

ایشان مدیـر چاپخـــانه بود و دو کارگر دیگر نیز بودند که یکی سمت ارشــــد و استــــاد کار را داشت و دیگری کارگر ساده ای که با گذشت چند سال از خدمت وی در آن چاپخانه هنوز کار عمده اش کار با یک ماشیــن چـــــاپ دستی کوچک بود !


ماشین چـــاپ کوچک دستی

[ با این ماشین فرم های تا اندازه A5 و کارت های ویزیت و عروسی را چاپ می کردیم ]

من بزودی به کارهای چاپخانه علاقمند شدم و با تشویق استـــاد و مدیـــر چاپخـــانــه و حمایت های کارگر ارشد ، در مدتی کمتر از سه مـــاه همه ی کارهای چاپخـــانــه را ( از حروف چینی ، صفحه بندی ، ویراستاری ،  صفحه آرائی ، کار با ماشین های دستی و برقی چاپ ، بسته بندی و صحافی ) فرا گرفتم ! و تا زمان استخدام در  اداره دولتی (1353) در آن چاپخانه کار کردم .

[ ببیـــن عکس جـــوانی را ...] (ادامه در تصویر بعدی)

 ماشین چاپ نیمه اتوماتیک برقی در سال های قبل از 1350

( دراین نوع ماشین باید توسط کارگر ماهر کاغذ بصورت برگ برگ به ماشین داده شود )

در آن زمان در یزد فقط سه چاپخانه وجود داشت که دو چاپخانه ی دیگر ، از نظر وسعت و امکانات و تجهیزات و تعداد کارگران شاغل ، مقام های اول و دوم را داشتند ولی این چاپخانه با امکانات محدود و تجهیزات کم ، پا به پای آنها کار می کرد ، و این هنـــر و سلیقه و ابتــــکار مدیریت چاپخانه ( مرحوم استــاد نیک آئین ) بود که با آن امکانات و تجهیزات ناچیز ، بهترین کارهای چاپی را ارائه می داد .  

نوعی از ماشین های چــــاپ تمـام اتوماتیـــک جـدیــــــد

 

منظور از نوشتن این یادداشت در آستانه اربعیـــن ارتحال آن فقید سعید ، بزرگداشت مـــردی است که در زندگی من بسیار مؤثر بود ، ایمـــانش ، وقـــارش ، هنـــرش ، ابتــکارش ، سلیقه اش ، سلوک اجتماعی اش .... همه و همه الگوی خوبی بود برای رشد و انسان شدن .

آن مــــرد ، هم خوش اخلاق بود ، هم متین و با وقـــار ، هم در شعر و ادبیـــات آگاه ، و هم در مسائل دینی و قرآنی راهنما و راهگشا ، مردی بود خوش فکر ، خوش خط ، و خلاصه این که مـــرد ابتکار و عمل ، سلیقه و نظر ، و فرهنگ و ادب و اخــلاق بود و غالباً مواضع سیاسی و انقلابی و قرآنی و مذهبی مرا در بحث با همکاران تأییـــــــد می کرد .

[ روزی در حین کار خوابی را که شب گذشته دیده بودم تعریف می کردم تا از نظر ایشان در تعبیر آن مطلع شوم ، یکی از همکاران به شوخی یا جدی گفت پیراهن سفیدی که به تو پوشانده اند تعبیرش کفن است و تو به زودی می میری ! و من در جواب گفتم : تو چقدر بدبین و بد اندیشی ! چرا نمی گوئی پیراهن سفیـــد نشانه دامــــادی است و تو به زودی دامـــــاد می شوی ؟ استاد بلافاصله گفت : همین تعبیر درست است ، و ساعتی بعد یکی از بستگان به دیدنم آمد و به من گفت که برای ازدواج آماده باش و همین امشب باید ازدواج کنی !

من هرگز در فکرم هم نبود که باید به این زودی ازدواج نمایم (چون فقط بیست سال داشتم ) ، در فکر بودم که چه باید بکنم ؟ که استـــاد گفت : چرا در فکـــری ؟ مگر به تو چه گفت که این قدر پریشان و در فکر رفته ای ؟ به شوخی گفتم : گمان می کنم می خواهد خوابم تعبیر شود ! استـــاد تعجب کرد ! گفت ازدواج ؟ گفتم بلی ! گفت کَی ؟ گفتم همین امشب !]

( آری در آن سال ها این پدر ها و مادر ها بودند که در مورد ازدواج فرزندانشان تصمیم می گرفتند و همسر انتخاب می کردند و معمولاً هم آن ازدواج ها مـــوفـــــق بود و خیلی کم به طـــــــلاق منجر می شد ، ولی امروزه که پسرها و دخترها خود رأساً و حتی بدون موافقت والدین ازدواج می کنند می بینیم که حاصل بسیاری از این ازدواج ها طلاق و یا مشکلات عدیده خانوادگی و پر شدن دادگاه های خانواده از مراجعین ( زوج های جوان ) است . )

خاطره ای دیگر : بعد از ازدواج و قبل از استخدام در اداره دولتی ، تنگنای اقتصادی خاصی در زندگی بنده نمودار شد که رفع آن به درآمد بیشتر بستگی داشت ، از این جهت با راهنمائی و معرفی یکی از همکاران به کرمان رفتم تا در یکی از چاپخانه های مشهور آن شهر مشغول به کار شوم ، آن طور که گفته بودند حقوق آن جا تقریباً دو برابر این جا بود ! با زحمت و مشقتی زیاد در زمستانی سرد و یخ بندان به کرمان رفتم و در آن چاپخانه مشغول به کار شدم ، چاپخانه بزرگی بود با دستگاه ها و تجهیزات مدرن روز ، کار کردن با یکی از دستگاه های ملخی (نوعی از ماشین های جدید و اتوماتیک چاپ آن زمان ) را به من سپردند ، از صبح اول وقت تا عصر که چاپخانه تعطیل شد کار کردم و قرار بود محل اقامتم نیز موقتاً در همان چاپخانه باشد ، عصر پس از تعطیل شدن چاپخانه برای ادای فریضه ظهر و عصر از چاپخانه خارج و به یکی از مساجد نزدیک مراجعه و ادای فریضه نمودم ، پس از خارج شدن از مسجد چون هنوز ساعتی به غروب مانده بود گفتم کمی قدم بزنم و با محدوده محل کاری ام آشنا شوم .

 

ماشین چـــــــاپ مشهور به ملخــــــی ( اتوماتیک )

[ با پیشرفت علـــــم و تولــــــد نسل جدید ماشین های چـــاپ ،]

[ این نوع ماشین ها نیز اینک جزو عتیقه جات صنعتی محسوب میشود ]

 

هنوز چند قدم بیشتر نرفته بودم که یک دستگاه اتوبوس کنار خیابان توقف کرد تا کسی پیاده شود ، نگاه کردم دیدم روی شیشه اتوبوس نوشته : « یـــزد ـ بنـدرعبـاس » ناخودآگاه به شدت احساس دلتنگی کردم و حال و هوای یزد و چاپخانه خودمان به سرم زد ، از کمک راننده پرسیدم : کجا می روید ؟ گفت : یــــزد ، گفتم : جا داری ؟ گفت بله ، بدون اختیار سوار اتوبوس شدم وقتی از شهر خارج شدم تازه متوجه شدم که کیف لباس و اثاثیه شخصی ام در چاپخانه مانده بعلاوه سی تومان حقوق یک روزی که کار کرده بودم ! ولی من دیگر قید همه را زده بودم و با اشتیاق به دیار خود برگشتم ! .... و فردا صبح مجدداً در چاپخانه در خدمت استاد بودم !  

استاد پرسید چه شد که زود برگشتی ؟ گفتم من مزد پانزده تومانی شما را به مزد سی تومانی آنجا ترجیح می دهم ! و استاد از آن روز مزد 15تومانی مرا به 20 تومان افزایش داد و طولی نکشید که نتیجه آزمون استخدامی و قبولی ام در وزارت...در روزنامه اعلام شد.

  [ نگر ایـام پیــــری را ... ]

مرحـــوم استــاد نیــک آئیـن هرگــــز به کارگـــــرانش نگفت :

کـــــم کار کـــرده اید ، دیــــــر آمــده اید ، زود رفتـــــه اید ، ...  

ولی در کیفیت کارهــــــــــای چاپی حساس بود و اگر خرابی 

می دید تـــذکّـــر می داد و کیفیت کار را فدای کمّیّت نمی کرد .

همین دقت نظـــر و حسن سلیقــه و ابتکار عمـل وی بود

که در من نیز پرورش یافت و نتیجه آن امروزه درخشش

وبلاگ های تحت مدیریت حقیــــر است .

[ تمــاشــا کـــن در این صفحـــــه گذشت عمـــــر فانــــی را ]

اگر امروزه وبلاگ [ بوستـان ادب و عرفان قرآن] (کلیک) در بین بیش از دویست و پنجاه هزار وبلاگ پارسی بلاگ رتبه دوم یا اول را دارد و یا وبلاگ های [ سرچشمـه فضیلت هـا ] و [ چشمه ســـار رحمت] (کلیک) چون ستاره هایی در آسمان مجازی می درخشند و  از سرچشمه های فضیلت و تقــــوا و از چشمه سارهای رحمت و کرامت جــــــام هـــایی از اقیــــانوس بی کـــران فصــاحت و بـلاغـت را به جویندگان حق و حقیقت ارائه می دهند ، از آثار خیــــر همان سلیقه و ابتــکار و مداقّــــه آن استـــاد فرزانه و فقیـــد است .

ایشان را می توان پــدر صنعت چـــاپ در استان یزد نامید چرا که با راهنمائی ها و مدیریت های خوب و صادقانه اش ، استادکاران خوبی در صنعت چـــــاپ تحویل جامعه داد به نحوی که در حال حاضر مدیـران چنـدین چاپخــانـــه در یــــزد از شاگردان ایشان هستند .

[ علیرغم آن همه محبت و صداقت و حمایتی که از ناحیه این مرد به کارگرانش شد ، متأسفانه برخی از کارگرانش در حق وی جفــــا کردند و او را به شدت آزردند تا این که ناچاراً خانه نشینی را اختیار کرد ! ]

هر وقت و هر زمان و هر روز اگر به پول احتیاج داشتیم هرگز نــــه نگفت ! حساب کارکرد و دریافت ها با خودم بود. فقط آخر ماه که می شد می گفت حسابتان چیست ؟ و من پولی را که در طول ماه گرفته بودم می گفتم و ایشان بقیه طلب مرا می پرداخت .

هرگز با صــدای بلنــــد صحبت نمی کرد ، صدایش ملایم و دلنشین بود ، از جلف بازی خوشش نمی آمد ، ولی گاهی مطالب طنــــز مؤدبانه ای بیان می داشت .

ایشان نه تنها خود متدین و مذهبی بود ، بلکه خانواده ایشان همگی افرادی متدین و فرهنگی بودند ، و بنیانگزار مدرسه اسلامی در یــــزد محسوب می شدند و خود آموزگار آن مدرسه بوده اند ، مرحوم آیة الله فقیهی از بستگان نزدیک ایشان بودند . همچنین فرزند آیة الله فقیهی [ جناب استاد سید محمد فقیهی ] نیز که از پیش کسوتان علم و هنر و از فرهنگیان خوش نام و متدین یزد و پدر شهید والامقام سید مصطفی فقیهی هستند خواهر زاده و داماد استـــاد نیک آئین میباشند .

مرحوم استاد نیک آئین ، علاوه بر سجایای اخلاقی ویژه ای که داشت ، به مسائلی چون امر به معروف و نهی از منکر و صلـــه رحــــم مقیّد و در حد توان در انجام آن کوتاهی نمی کرد ، به یاد دارم زمانی که معاودین عراقی از عراق به ایران آمدند و در اردوگاه ها اسکان داده شدند ، ایشان ضمن مسافرت به جیرفت چند خانواده از بستگان خود که از عراق به آن اردوگاه منتقل شده بودند را به یـــزد آورد و با همکاری سایر بستگان برای آن ها خانه و شغل تهیه کردند .

آخرین دیدار من با ایشان چندین سال پیش در خلد برین یـــزد و در قطعــه شهــــدا بود که به زیارت قبـــور شهــــدا و نـــــوه عزیــزش شهیـــد سیــــد مصطفـی فقیهــی آمده بود، در آن روز از رنجش خاطر ایشان از برخی دوستان از زبان خودشان مطلع شدم و متأسف !!! .

ایشان پس از عمری نسبتاً طولانی و با برکت در تاریخ پنجم مرداد ماه سالجاری

در سن نود و شش سالگی دار فانی را وداع و به لقاء محبوب پیوست

 

روحشان شاد و یادشان گرامی باد


[ سه شنبه 93/6/11 ] [ 9:42 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]


[ پنج شنبه 93/6/6 ] [ 8:6 صبح ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سـازش بیهـــوده


مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان چند دلیل و استدلال درباره نفی تعامل با آمریکا تأکید کردند: رابطه با آمریکا و مذاکــــره با این کشور (کلیک) به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌منفعت برود !؟
ایشان افزودند: عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند.
رهبر انقلاب افزودند: البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند.
رهبر انقلاب در همین زمینه، افزایش تحریم‌ها را مورد اشاره قرار دادند و گفتند : آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحــــریم هـــــا (کلیک) را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها ، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است.

 

 

صــاحـب درد !

 

 

ما زاده ی عشقیــــم و فزاینـــده ی دردیــم

با مدّعیِ عاکفِ مسجــــــــد به نبــــــردیــم


با مدعیــــان در طلبش عهــــــــد نبستیـــم

با بی خبـــــران سـازش بیهــــوده نکردیم !

در آتش عشق تـــــــــو خلیلانـــــه خزیدیم

در مسلــخ عشــاق تـــــــو فرزانه و فردیم

در میکــــده با می زدگان بیهُش و مستیـم

در بتکده با بت زده هم عهــد چو مـــردیــم

در حلقه ی خود باختگان چون گُل سرخیم

در جرگــه ی زالــو صفتـــــــان با رخِ زردیم

در زمـره ی آشفتــــــه دلان زار و نـزاریـــم

در حوزه ی صاحب نظران چون یخِ سردیم

با صوفی و درویش و قلنـــدر به ستیـــزیم

با می زدگان ، گمشــدگان ، بادیــه گردیـم

 

با کس ننمائیــــــم بیـان حــــال دل خویش

ما خانه به دوشــان همگی صاحب دردیـم

[ دیوان امام خمینی (ره) ص 163 ]

 

 

شهادت امام جعفر ابن محمدٍ الصادق علیه السلام

 

را تسلیت عرض می نمائیــــم

 


[ جمعه 93/5/31 ] [ 9:16 صبح ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

به نام خـــدای مهــــدی (عج)

 

صحبـت جانـان



 

مثل دکّان، دلمان پر شده از جنس جَلَب


کاش این جمعه بیاید، همه تعطیل شویم ...


 

 

 

آن دیده که او را دید ، به دیدنِ جز او کَی پردازد ؟

آن جان که با او صحبت یافت ، با آب و خاک چند سازد ؟

خو کرده در حضـــرت مشاهـــدت ، مذلّت دوری چند برتابد؟

والی در شهر خویش ، در غربت چند عمر به سر آرَد ؟

چون هیبـــتِ دیــده وریِ حقّ موجــــود است ،

از ملامت منکــــــــــر چه بــــــــــــاک ؟

در خدمت ســـرای معبــــود کوش نه در آب و خاک !

که هیبتِ اطلاع حــــق ، سیـــــــــل است ،

و پسندِ خلـــــق ، خاشــــــاک !

 

 

برای سلامتی و خشنودی امـــام و مقتــــدا و مولایمان


 قائـم آل محمّـــــد (ص)

 

و برای تعجیل در فـــرج مبــــارکشان

  

دو رکعت نمـــاز مخصوص و یکصد صلوات

 

 

 

یاد مهدی


[ جمعه 93/5/24 ] [ 9:55 صبح ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 18
بازدید دیروز: 153
کل بازدیدها: 87714