سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
* لینک دوستان

اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَـتَــهُ یُصَـلّـُـونَ عَـلَـی النَّبِیُّ

یا اَیُّهَـــا الَّـذِینَ آمَنُــوا صَـلّـُـوا عَـلَـیــهِ وَ سَلِّـمـُوا تَسـلِـیـمـاً



شما نیز با سه صلـــوات در ختــم صلـــوات شرکت فرمائید


[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/21 ] [ 4:40 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

میــلاد شفیــع اهـل محشــر


نوشته اند که روزیامیـر مؤمنان صلوات الله و سلامه عـلیـه

با عده ای از اصحاب پشت دروازه کوفه نشسته بودند،

آن حضرت نظر به نقطه ای فرموده و گفتند :

آیا آنچه را که من می بینم شما می بینید؟

گفتند نه یا امیرالمؤمنین!

حضرت فرمودند:

دو نفـر را می بینم که جنازه ای را روی شتری به این سمت می آورند

و تا اینجا برسند سـه روز راه است.


 

روز سوم حضرت عـلی(ع) و یاران نشسته بودند،

شتری که جنازه ای بـر آن بود و دو نفـر همراه آن بودند نمایان شد،

سئوال کردند این جنازه کیست؟ شما کیستید و از کجا می آئید؟

عـرض کردند:

ما اهـل یمن هستیم و این جنازه پدرمان است

که وصیت کرده او را به عراق انتقال و در نجفِ کوفه دفـن کنیم.
 

( در آن زمان کوفه شهری بزرگ و مرکز خلافت بود

و نجف بیابانی نیزار بیش نبود! )

 

حضرت پرسیدنــد آیا سببش را می دانید؟

گفتند: بـلی، پــدرمان می گفت :

آنجا کسی دفـن می شود که اگر بخواهـد تمام اهــل محشر را شفاعـت کند می تواند !

حضـرت فرمودنـد : راسـت گفتــه ،

پس دو مرتبه فــرمودند:

والله مـن همــان مــرد هستــم

 

صد رهم ار به آستین دور کنی ز آستان

دستم  و  آستین تــو رویم و  آستان تو 


 

و امّا صـــاحب جنـــازه :

این شخص صـافی صفــای یمانی نام داشته

و مقبره او در مسجـدی به همین نام درکـنــار دریای نجــف

روبروی حـرم مطهّــــر حضــرت عـلی(ع) قــــرار دارد.

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب


میــلاد با سعــادت و موفورالسرور یگانه مولـود کعبـــه

ابا الائمه ، سیّـد و ســرور و مـولای مؤمنـان ،

حضـرت علـــی ابن ابیطالــب

امیرالمؤمنین علیه السلام

مبـــــارک



[ چهارشنبه 95/2/1 ] [ 2:32 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

یا صاحب الزمان



 

مولای من ؛

 

منی که مایه ی ننگم به حد رســــوایی

 

چگونـــه عــزم نمایـــم به دیدنـــــت آیم

چو خویش را یار تو دیدم به نیک فهمیدم

عزیز فاطمه، مهـــدی، چقدر تنهــــــائی!

فدایت شوم ای مولای من ؛

از اینکه با این وضع و حال با شما صحبت میکنم شرمنده ام !


چگونه است حال بنده خلافکاری

که بخواهد در مقابل اربابش بنشیند

و اظهار عشق و محبت نماید ؟

 

 

مولای من ؛

شرمنده ام که برخی جمعه ها بیادت دعای ندبه

و دعای فرج و نماز ویژه می خوانم ! ولی این خواندن ها

از روی غفلت و بی توجهی است

و در زندگی روزمره من اثری ندارد!

مولای من ؛

بارها خطاب به شما گفته ام :

لیتَ شِعری اَین استقرت بک النوی ....

کاش می دانستم در کجا مستقر شده اید

و در کجا سکونت گزیده اید

تا به دست بوس و پابوس تان بیایم !!

به حضورتان بیایم و از مشکلات فراقتان بگویم

و از فراقتان ضجه کنم و فریاد برآورم !!!

عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری

سخت است بر من که همه را ببینم و شما را نبینم ...

الی متی ....   الی متی ....

تا کی باید در فراق شما

این همه نامردی های مردمان را تحمل کنم ! ؟

تا کی باید این همه بی دینی ها و کجروی ها

و بی حیایی ها و غارتها

و مفاسد اجتماعی را مشاهده کنم ؟

و هیچ نگویم یا نتوانم بگویم!

چرا که گفتن همان است

و .............. همان !!!

مولای من ؛

امروزه دینداری هم عجب امر مشکلی شده !!

کدام یک از خواسته های شما را

می توانیم برآورده کنیم ؟؟؟


گرسنه ای را سیر کرده ایم ؟

تشنه ای را آب داده ایم ؟

برهنه ای را پوشانده ایم ؟

در راه مانده ای را کمک کرده ایم؟

مشکلی را از مردم حل کرده ایم ؟

خدمتی به خلق خدا (بی مزد و منّت) نموده ایم ؟

سنگی از راه مردم برداشته ایم ؟

زکات و خمس و سهم امام

و انفـاق و ایثـار و... داده ایم ؟

مسائل دینی را درست انجام داده ایم ؟

واجبات را رعایت کرده

و محرمات را پرهیز کرده ایم ؟

چه اثر مثبت و عمل خیر خالصانه ای

که فقـــط بــــــرای خـــــــدا

و جلب رضایت شما باشد داشته ایم ؟


مولای من ؛

کدام یک از ما ها... که بعضاً اینقدر هم پرادعا هستیم

برای رضای خدا و رضای شما به مردم خدمت میکنیم؟

غیر از سودجوئی و فرصت طلبی و تزویر و ریا

و چاپلوسی و دروغ و نیرنگ چه می بینید ؟

برای همین است که خجالت میکشم

در محضر مولایم بنشینم

و سخنی بگویم یا شاهد سخنانی باشم

که خالی از حقیقت است!

مولای من ؛

امروزه همه کارهایمان ریایی است ،

برای جلب نظر دیگران و امور بی ارزش دنیایی است !!

حتی برگزاری جشنهای بزرگ میـــلاد شما هم

بعضاً توأم است با انجام کارهای خلاف شرع

و یا برای رقابتهای محلی !!!

مولای من ؛

و شرمنده ام ؛ شاید هم ، همین نوشتن ها نیـــــز !!

پس چه کنیــــــــــم ؟ به که روی آوریـــــــــم ؟

چه بگوئیـــــــم و چه بنویسیــــــم ؟ !!

مولای من ؛

 امروزه حتی مجالس دعای ندبه مان هم شده

انحصــــــاری و خودنمـــــــــایی

و یا محلی برای کسب آبروی اجتماعی و ....

خطاب به خودم میگویم :

با این افکار و اعمال نا پسند و نامطلوب ،

چگونه می شود جلو امام زمان (ع) نشست و گفت :

بنفسی انت من مغیب لم یخل منا...

بنفسی انت من نازح ما نزح عنا ...

بنفسی انت من مؤمن و مؤمنه ذکرا فحنا ...

الی متی احار فیک یا مولای...

ندبه یعنی ناله همراه با گریـه و حـزن وانـدوه ،

ندبه یعنی در فراق یـار و محبـوب دلها نالیدن ...

ندبه یعنی از همه بریدن و به یار واقعی اندیشیدن ...

ولی آیا دعای ندبه خواندن ما ، این شور و حال را دارد؟

یا اگر فقط صبحـانه را حـذف کنند ...

جمعیت به تدریج کم و کمتر میشوند!!!

برخی از اینها هم که می مانند

فقط  برای برآورده شدن حاجاتشان

به امام زمان (ع) متوسل می شوند،...


هَل اِلَیـــکَ یَاابن اَحمَـــدَ سَبِیــــــلٌ فَتُلقی

 

این جمعیت عظیم را که در جمکران می بینیم

چند درصدشان خالصانه برای فرج مولایمان نماز میخوانند و دعا میکنند !!!

وقتی که پیامبر (ص) و یا امام معصوم(ع) در مورد انتظار فرج می فرمایند :

انتظرواالفرج ، ولا تیأسوا من روح الله ، فان افضل الاعمال عندالله عزوجل انتظار الفرج ،

المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله ....

این کـــــــدام انتظــــــــار فــــــــــرج است ؟

انتظاری که در کنارش همه چیز باشد الا دین !!! ؟

یک دفعه شد که به خاطر خود امام زمان (ع) دعا کنیم یا نماز بخوانیم

و یا دعای فرج را با خلوص نیت برای ظهور امام زمان (ع) بخوانیم!

ای کاش درک می کردیم که امام زمان (ع‍ج) کیستند و از شیعیــــان چه انتظـــــاری دارند.


ای کسانی که مشتاق دیدار امام زمان (ع) هستید ،

آیا می دانید تنها دیدار ایشان کفایت نمی کند!

بلکه به فرمایش آیة الله بهجت (ره) دو رکعت نماز خالصانه و دعای خالص

برای فرج مبارک ایشان افضــــــــــل است از دیــدن ایشـــــــان !

چه بسیار بودند در زمان پیامبر (ص) و ائمه بزرگوارمان که آن عزیزان را می دیدند

و حضورشان را درک میکردند ولی از انفاس قدسی آن اولیاء الله بهره ای نبردند!!!

و یا فراتر برویم ، همه آنهایی که آن بزرگواران را اذیت و آزار کردند و به شهادت رساندند ایشان را می دیدند !!!

به حضورشان می رسیدند و جسارت میکردند !!

مگر ابو لهب عموی پیامبر (ص) نبود ؟ نکند ما هم در حضور ایشان جسارت کنیم !!!


امام که همه جا حضور دارند و از همه چیز آگاهند حتی از افکار شیعیانشان ،

پس گنـــــــاه کــــــــــــــردن ، و بی توجهی به ارزشهای انسانی و اسلامی ، جســـــارت به ایشـــــــــان نیست ؟

نه تنها جســــــــــارت است بلکه باعث دوری مان از امام (ع) میشود !

پس دعای ندبه و فرج خواندن تنها و یا حتی دیدن جمال مبارک امام (ع) کفایت نمیکند ،

بلکه دلبستگی و محبت و تلاش در راه به ثمر رساندن اهداف عالیه ایشان و جلب رضایت ایشان مهّـم است.


مولای من ؛

با همه قصور و بدی هایم ، با همه گناه و لغزش هایم ،

با همه آنچه از زشتیها و کژی ها و ناسپاسی ها

و ناشایستگی هایی که از من دیــــده و می بینیــــد !


اَعلَمتُ بِا اَهلِ العالَم ، اَنِّی اُحِبُّـک


به جهانیـــــان اعـــــــــلام میکنم که :


دوست تـــان دارم


چرا که معتقدم :

مَن اَحَبَّکُم فَقَد اَحَبَّ الله هرکس شما را دوست بدارد خدا را دوست دارد

وَ مَنَ اَبغَضَکُم فَقَد اَبغَضَ الله و هرکس بشما خشم ورزد به خدا خشم ورزیده

وَ مَنِ اعتَصَمَ بِکُمُ الله فَقَدِاعتَصَمَ بِالله و هرکس دست به دامان شما شود به عنایت خدا چنگ زده است

پس دوستتان دارم و در انتظارتان هستم و محتاج عنایت خاصتان !


مولای من ؛

یادتان هست گاه گاهی عنایتی به ما داشتید !

و دستی یتیـــم نوازانــه بر ســرمان می کشیدید ؟

و مشکلاتمان را بدون اینکه از شما بخواهیم حل می کردید!

ولی امروز از مشکلات شخصی سخن نمیگویم !

من دیگر از فــــــراق نمی نالــــم !

چرا که شیرینی فراق تان هم لذت بخش است!

امّــــــــا چه کنم که :

همه مشکلات ما ناشی از غیبت طولانی شماست !


نمی بینید دشمن غدار چگونه ما را در محاصره دارد ؟

نمی بینید خودکامگان جهان به ما رحم نمی کنند ؟

نمی بینید ستمگــران عالـــم ، حتی از تحریم دارویی ما نیز هیچ ابـــایی ندارند ؟

نمی بینید مؤمنین و متدینین ما هم بعضاً همکاری و همراهی نمیکنند ؟

نمی بینید فساد و بی بند و باری رو به گسترش است ؟

نمی بینید رعایت ارزشهای اسلامی، حتی در بین متدینین ما هم روز به روز کم رنگ تر میشود ؟

می بینید... می بینید... بخدا قسم می بینید... پس شما دعا کنید ،

که دعای شما مستجاب است

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض

و ما هم اگر لایق باشیــم بگوئیــــم : آمین یا رب العـالمیــن

دل که آشفته روی تــــو نباشــد دل نیست

آن که دیوانه خــــال تو نشد عاقـــل نیست

عشق روی تو در این بادیه افکنــــد مـــــرا

چه توان کرد که این بادیه را ساحل نیست

همه هست آرزویم که ببینم از تـــــو رویی

چه زیان تو را که من هم برســم به آرزویی

همه جا به هر زبانی بُوَد از تــــو گفتگویی

چه شود که جمعه ای من برسم به آرزویی

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره

والمحامین عنه والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه



[ جمعه 95/1/20 ] [ 8:55 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسـم الله الرحمن الرحیم


دروازه شهــر علــم

 

نوشتن و گفتن در باره کلمه طیبه بسـم الله

و آیه شریفه بسم الله الرّحمن الرّحیم

کاری بس دشوار ولی شیرین و آرام بخش است .  

دشـوار از این جهـت که هیچ فیلسوف و دانشمند و متفکـر

و متکلمی نتوانسته تفسیر واقعی و پر رمــــز و راز آن را بیـان کند

و امام علی علیه السلام هم فرموده اند :

هرکس ادعای تفسیــــــر کامل کند بسیـــــار دروغ گو است ،

 واضح است که امام علی علیه السلام  ؛

خود داناترینِ مردم در همه علـــوم از جمله علـم تفسیـر می باشند .

 

 

شرایطی که باید یک مفسّـر قـرآن داشته باشد : 

 

کسی را رسد تا در علــوم قـــرآن

غور و تاْمل کند که دارای ده علــــم باشد:  

                      

 1- عـلـم لغـت 2- عـلـم اشتقاق 3- علم نحـو 4- علم قرائت 5- علم سیـــره ها 

 6- علم حدیث  7- علم اصول فقـه 8- علم معامـلات 9- علم موهبت 10- علم احکام  

                                       

 ( تفسیرادبی عـرفانی جـلــد اول ص 7 )

 

شرایط و ویژگی های مفسر برای تفسیر قرآن

از نظر مرحوم طبرسی صاحب تفسیر شریف مجمع البیان داشتن 15 علم است :

1 - علم لغت شناسی  2- علم نحو 3 -  علم صرف  4- علم اشتقاق

5 - علم معانی 6 - علم بیان 7 - علم بدیع 8 - علم قرائت   9 - علم اصول دین

10 - علم اصول فقه 11 - علم اسباب نزول آیات 12- علم ناسخ و منسوخ 

13 - علم فقه 14 - علم روایاتی که آیات مجمل را روشن میکند  

15 - علــــوم و بینش هـــــای معنـــــوی و درونــــی

که درنتیجه عمــــل به عـلـم و دانش به عامل آن ارزانی میشود .  

 ( ص 13 مجمع الـبیـــان جــلــــد 1)

اولیـن و بزرگترین مفسّـر قرآن : 

 

درمیــان اصحـــاب پیــامبـــــــر(ص) ؛

کسانی که در علم تفسیر سخن گفته اند ؛

چهـــار نفـــر معـــروفنــــــد :  


اول امیرالمؤمنین حضرت امام علی(ع)  

دوم  ابن عبـــاس ،

ســـوم ابن مسعــــــود

و چهارم ابی ابن کعـب،


و به تصدیق خاصه و عامه (شیعه و سنی) آن حضرت ( علی ع )

در کلیه علوم از جمله علم تفسیر از دیگران فـائق تر و برتر و بالاتر

و سرآمد تمام مردم قرون و اعصار می باشند  

چرا که پیامبر(ص) فرموده اند :

من شهـر علـم هستــــم و علی (ع) دروازه آن شهــر است.


ابن عبـــاس گویــــد : ‌‌


علی(ع) علم را از پیامبر(ص) آموخت،   

و پیامبــــــــــر(ص) از خــــــــــــدا،   

پس علم پیغمبـر(ص) ، علــم خـداست،

و علم علی (ع) ، علم پیامبــــــر(ص)،   

و علــم من ، علـــم علی( ع ) است،

و علم من و علم همه اصحـــاب پیامبـــر(ص)

در برابر علم علی(ع) همانند قطره ای است در برابر دریـا.


 وقتی علی (ع) سخن می گوید ؛

گویی از پس پرده غیب، عالم لاریب را می بیند

و با جودت فکر ثابت و اصابت ر‌اْی ثاقب خود

کلمات را می شکافد و بیان می کند .


یک روز جماعتی از اهل تفسیرنزد ابن عباس آمدند

و مشکلات تفسیر را از او پرسیدند

همه را به صواب جواب گفت،

گروهی مقربان و قُـّراء آمدند

و مشکلات قـــرائت را پرسیدند

همه را  به بهترین وجه پاسخ داد،

گروهی دیگر از حلال و حرام پرسیدند

و قومی از مشکلات لغت عـــرب و شعـــر ،

او همه را پاســــخ کامـــــل داد،

یکی از صحابــــه بلنــــد شد،

ســـــــر و روی او را بوسیـــــــــد   و گفت :

قربانت گردم این همه دانش و معـرفـت را از که آموختی؟  

گفت : هرچه از دانش ها دارم همـه را از علی ابن ابیطالب (ع) آموختم 

 

( تفسیرادبی عـرفانی جـلــد اول ص6)

 

نقـــــل شـــــده :


روزی امام علی علیه السلام در مسجد کوفه در خطابه ای فرمودند :

سَـلُـونِی قَبـلَ اَن تَفقِــدُونِی

پیش از آن که مرا از دست بدهید

از من بپرسیــــــــد آن چه را که نمی دانیـــــــــد ؛

که من راه های آسمان ها را می دانم همان گونه که راه های زمینی را ،

[ منظور این که از علــــم نجـــوم و کهکشان ها و ماوراء طبیعت بپرسید ]


گویند در میان جمع بیست نفر سئوال کردند و پاسخ های خود را گرفتند ...

اولیـــن نفر :

اولین سوال کننده از گوشه‌ی مسجد کوفه برخاست و پرسید :

یا علی ، به من بگو از اینجا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است ؟

امیرالمومنین (ع) فرمودند :

اولا فاصله فرش تا عرش ، یک فاصله‌ی مکانی نیست که من به تو بگویم از اینجا تا عرش چقدر فاصله است ؟!

اما اگر یک مومنی خالصانه بگوید لا اله الا الله و این کلمه توحید را بر زبان خود جاری سازد ،

او فاصله فرش تا عرش را پیموده است ، فرش و عرش را به یکدیگر دوخته است .

و بعد در ادامه فرمودند :

اگر می خواهی عرش پروردگار رحمان را جستجو کنی ،

بدان قلب یک انسان مومن عرش پروردگار رحمان است‌‌.

اولین سوال کننده جواب سوال خود را گرفت و نشست ....


دیگری پرسید :

تعـــداد موهــــای سر و صورت من چقدر است !

امام فرمودند :

اگر من تعداد موهای سر و صورت تو را بگویم

کسی باور نمی کند ( چون اثبات آن کاری بسیـــــار دشوار است )

ولی این را بگویم که آینـــدگان خواهنـــد دید ؛

تو در خانه ات پسری داری که در آینده قاتـــل پسر من (حسین) خواهد بود .

[ و آن شخص سعد ابی وقاص پدر عمر ابن سعد لعنت الله علیهم بود ]

توضیــــح :

جرج جرداق دانشمند مسیحی لبنانی که اخیراً فوت کرد ؛

در کتاب " امام علی صوت العدالة الانسانیة " می گوید :

ای شیعیان ، افتخار کنید به چنین پیشوایی . کدام رهبر را در تاریخ بشر سراغ دارید ،

در هر زمینه ای از او پرسیده باشند ، بی درنگ پاسخ داده باشد ؟ ...

ای روزگار ، تو را چه شده است ؟

ای کاش تمام ثروت ها و سرمایه های خود را بسیج می کردی تا در هر قرنی ،

یک علی تحویل جامعه ی بشریت می‌دادی .

کمبود جامعه ی بشری ما ، وجود یک پیشوایی به نام علی بن ابی طالب است .

و در پایان می گوید :

می دانید چرا علی را در محراب عبادت سر شکافتند ؟

علی را از شدت عدالتش کشتند !!!!

و او تنها پیشوای عادل تاریخ بشر است که از شدت عدلش کشته شد نه از شدت ظلمش .

 

توضیــــح بیشتــــــر :

ابن ابی الحدید (عالم سُنی مذهب و جمع آوری کننده سخنان علی علیه السلام )

وقتی به اینجا می رسد ، تاسف می‌خورد . می‌گوید :

ای کاش آن شب در پای خطبه سلونی علی بن ابی طالب (ع)

انسان‌های فهیم و فرهیخته ای حضور می‌داشتند

که سوالات عمیق علمی و حکمی از محضر مولا می پرسیدند

تا پاسخ مولا برای ما آیندگان بماند ولی افسوس ...

بعضی آدم هایی که پای خطبه‌ی سلونی مولا علی نشسته بودند ،

آدم های عوام ِ کم سوادی بودند که سوالات شان از این نوع بود که چنین سوالی کردند !!


الســلام علیـــک یا امیرالمؤمنین

 

یا علی ابن ابیطالب

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)


[ سه شنبه 94/12/4 ] [ 9:44 صبح ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سیمای ایران

 

از زمان صفویه تا زمان ظهور


 

الف : پیشگوئی های شاه نعمت الله ولی ؛ او از عرفای قرن هشتم و معاصر خواجه حافظ شیرازی بوده و 95 سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد 14 مجموعه آثار خود ؛ صفحه 577 او را اجمالاً توثیق کرده و او  را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می برد. پیش بینی های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه ، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند. و همه ی پیشگوئی های وی تا کنون به وقوع پیوسته است !

 

قدرت کردگار می بینم ***** حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم ***** بلکه از کردگار می بینم
ازسلاطین گردش دوران ***** یک به یک را سوار می بینم
هر یکی را به مثل ذره نور ***** پرتوی آشکار می بینم

آخر پادشاهی صفوی***یک حسینی به کار می بینم (شاه سلطان حسین)

نادری در جهان شود پیدا***قامتش استوار می بینم
آخر عهد نوجوانی او***قتل او آشکار می بینم
شهر تبریز را چو کوفه کنند***شهر طهران قرار می بینم

از شهنشاه ناصرالدین شاه***شیونی بیم دار می بینم
در شب شنبه ماه ذیقعده***تن او بر کنار می بینم
بعد از آن شه مظفرالدین را***تو بدان برقرار می بینم

بعداز آن دیگری فنا گردد ***** شاه دیگر بکار می بینم
که محمد بنام او باشد ***** تیغ او آب دار می بینم(محمد شاه)
چهارده سال پادشاهی او***** دولتش کامکار می بینم
سال کز مرغ می شود پیدا ***** فوت او آشکار می بینم

بعدازآن دیگری فنا گردد ***** پسرش یادگار می بینم( احمد شاه )
غین و ده دال چون گذشت از سال***** بوالعجب روزگارمی بینم

 

گرد آیینه است سیر جهان ***** گرد و رنگ و غبار می بینم

شه چو بیرون رود زجایگاهش ***** شاه دیگر بکار می بینم

(خروج احمد شاه و آغاز سلطنت رضا شاه)  


احتساب و حساب در عهدش ***** سست و بی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت و تزویر ***** بر اعاظم شعار می بینم
دولتش بی حساب میدانم ***** مکنتش بی حساب می بینم
در حقیقت شهی بود ظالم ***** عاری از گیر و دار می بینم
علمای زمان او دائم ***** همه را تار و مار می بینم
دایم اسبش بزیر زین طلا ***** کمتران را سوار می بینم
جنگ سختی شود تمام جهان ***** کوه و صحرا تبار می بینم

(جنگ جهانی دوم)

 
کار و بار زمانه وارانه ***** قحط و هم ننگ و عارمی بینم

(قحطی و حضور نیروهای اشغالگر در ایران) 


عدل و انصاف در زمانه وی ***** همچو هیمه به نار می بینم
کهنه رندی به کار اهریمنی ***** اندرین روزگار می بینم

 (اشاره به استعمار انگلستان) 


متصف بر صفات سلطان است ***** لیک من گرگ وار می بینم
جون دو ده سال پادشاهی کرد ***** شهیش را تبار می بینم

 ( تبعید رضا شاه از ایران)

پسرش چون به تخت بنشیند ***** بوالعجب روزگار می بینم

 ( آغاز سلطنت محمد رضا پهلوی )


غارت و قتل مردم ایران ***** دست خارج به کار می بینم
نوجوانی مثال سرو بلند ***** رستمش بنده وار می بینم
در امور شهی است بی تدبیر***** لیکنش بخت یار می بینم
بس فرو مایگان بی حاصل ***** حامل کار و بار می بینم

در زمانش وفا و عهد درست***همچو یخ در بهار می بینم
مذهب و دین ضعیف می یابم***مُبتدع افتخار می بینم
ظلم پنهان ، خیانت و تزویر***بر اعاظم شعار می بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار***بیحد وبی شمارمی بینم
ماه را روسیاه می بینم***مهر را دل فکار می بینم
دولتِ مرد و زن رود به فنا***حال مردم فکار می بینم
اندکی دین اگر بود آن روز***در حد کوهسار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه و بیداد***از یمین و یسار می بینم
در خراسان و مصر وشام و عراق***فتنه و کارزار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد***لشگری را سوار می بینم

قصه ای بس غریب می شنوم***غصه ای در دیار می بینم

شور و غوغای دین شود پیدا ***** سر بسر کارزار می بینم

 (انقلاب اسلامی)


دولت مرد و زن رود به فنا ***** حال مردم فکار می بینم
بعداز آن شاهی از میان برود ***** دولتی پایدار می بینم
نایب مهدی آشکار شود ***** نوع عالی تبار می بینم

 ( امام خمینی و تشکیل جمهوری اسلامی)

پادشاهی تمام دانایی***سروری با وقار می بینم
بندگان جناب حضرت او***سر بسر تاجدار می بینم
تا چهل سال ای برادر من***دوره شهریار می بینم

بعد از آن خود امام خواهد بود***که جهان را مدار می بینم
پادشاهی تمام دارنده ***** سروری با وقار می بینم
بندگان جناب حضرت او ***** سر بسر تاجدار می بینم

(اشاره به جایگاه رئیس جمهور در ایران)

دور ایشان تمام خواهد شد ***** لشگری را سوار می بینم
قائم شرع آل پیغمبر ***** به جهان آشکار می بینم
( م ح م د) می خوانند ***** نام آن نامدار می بینم
در کمربند آن سپهر وقار ***** تیغ چون ذوالفقار می بینم
سمت مشرق زمین طلوع کند ***** گور دجال زار می بینم
رنگ یک چشم او بچشم کبود ***** خری بر خر سوار می بینم
هر قدم ازخرش بود میلی ***** دورگردون غبارمی بینم

 (منظورامواج رادیویی و ماهواره ها است)


آل سفیان همه طلوع کنند ***** همه کس را فکار می بینم

هم مسیح از سما فرود آید ***** پس کوفه غبار میبینم

مهدی وقت و عیسیِ دوران***هر دو را شهسوار می بینم

 صورت و سیرتش چو پیغمبر***علم و حلمش شعار می بینم
جنگ سختی شود تمام جهان***کوه وصحرا تباه می بینم

 (جنگ جهانی سوم)


مردمان جهان ز دخت و پری***جملگی در فرار می بینم

سوی مشرق زمین طلوع کند***قتل دجال زار می بینم
دین و دنیا از او شود معمور***خلق از او بخت یار می بینم
هفت باشد وزیر سلطانم***همه را کامکار می بینم
عاصیان از امام معصومم***خجل و شرمسار می بینم
گرگ بامیش ،شیر با آهو***در چرا برقرار می بینم


آل سفیان تمام کشته شوند ***** با هزاران سوار می بینم
از دم تیغ عیسی مریم ***** قتل دجال زار میبینم
مسکنش شهر کوفه خواهد بود ***** دولتش پایدار می بینم
زینت شرع دین از اسلام ***** محکم و استوار می بینم
کار داران نقد اسکندر ***** همه در راه کار می بینم

نه درودی بخود همی گویم ***** بلکه از سرّ یار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی ***** همه را در کنار می بینم


 

ب : سخنان استاد رائفی پور در این زمینه :

 

وقتی فکر میکنم که انقلاب باید به کمال عقل برسه تا مدیرش و صاحبش بیاد و انقلاب سه سال دیگه  40 ساله میشه .

 

وقتی اوضاع منطقه و جهان رو تا سه سال دیگه پیش بینی میکنم

 

وقتی میبینم رهبرم تا سه سال دیگه 79 ساله میشه

 

وقتی فکر میکنم اگر خورشید بیاد ماه میره .

 

وقتی روایات مربوط به داعش رو میبینم که 7سال غارت و خونریزی میکنن و سه سالش مونده .

 

وقتی گفته اند سه سال قبل از آمدنش راه حج بسته میشه .

 

وقتی تقویم سه سال دیگر جمعه 23 رمضان را نشان میدهد .

 

وقتی بعد از مرگ عبدالله حکومتهای کمتر از یکسال شکل میگیره

 

وقتی اردن خودش رو برای نقش آفرینی در منطقه آماده میکنه

 

وقتی اربعین و شناسایی حسین به جهانیان اینقدر چشمگیر شده .

 

وقتی یادم میاد که آیه الله بهجت قبل از وفاتشون فرمودند جوانها و پیرمردها ظهور رو درک میکنند .

 

و وقتی آیه 23 سوره مایده از قرانی رو میبینم که همه چیز در خودش ذکر کرده و تنها جایی است که به آن دو مردی که نعمت ولایت داده شده اند اشاره داره و پی میبرم که رهبران ایران فقط دو نفرند !

 

وقتی فرموده اند ظهور کاملا طبیعی اتفاق میفته .

 

وقتی فرموده اند ظهور بعد از افول همه مکاتب دنیا واقع میشه

 

و فوکویاما میگه دنیا با لیبرالیسم امریکا به پایان میرسه .

و ....

از توافق هسته ای نگران نمیشم و به این نتیجه میرسم که بدون اینکه بخوام زمان تعیین کنم باید قاطعانه بگم که ظهور خیلی نزدیکه و فقط باید آماده بشیم.

 

آیا می دانید از 1200 نشانه که در پیش گویی ها برای ظهور ذکر شده فقط 5 نشانه باقی مانده ؟

 

ایا می دانید آن 5 نشانه به فاصله ی کمتر از یک سال تا 15 روز قبل از ظهور اتفاق خواهد افتاد ؟

 

ایا می دانید آن 5 نشانه قطعی :

1.ظهور یمانی

2.ظهور سفیانی

3.صیحه ی آسمانی

4.خسف بیداء

5.قتل نفس زکیه است


ایا می دانید با دعا می شود ظهور را نزدیک کرد ؟

 

قوم بنی اسرائیل که در انتظار منجیشان بودند (حضرت موسی)... با دعا 170سال از سال های غیبت را خدا بر آنان بخشید


پس چرا ما غافلیم ...

 

پس چرا ما دعا نکنیم...

 

تا میتوانید صلوات و دعای فرج (الهی عظم البلاء) بخوانید ...

 

اللهم عجل لولیک الفرج


[ سه شنبه 94/10/22 ] [ 2:21 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 201
کل بازدیدها: 225838
*