سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ

سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
* لینک دوستان

اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَـتَــهُ یُصَـلّـُـونَ عَـلَـی النَّبِیُّ

یا اَیُّهَـــا الَّـذِینَ آمَنُــوا صَـلّـُـوا عَـلَـیــهِ وَ سَلِّـمـُوا تَسـلِـیـمـاً



شما نیز با سه صلـــوات در ختــم صلـــوات شرکت فرمائید


[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/21 ] [ 4:40 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسـم الله الرحمن الرحیم

دروازه شهــر علــم

 

نوشتن و گفتن در باره کلمه طیبه بسـم الله

و آیه شریفه بسم الله الرّحمن الرّحیم

کاری بس دشوار ولی شیرین و آرام بخش است .  

دشـوار از این جهـت که هیچ فیلسوف و دانشمند و متفکـر

و متکلمی نتوانسته تفسیر واقعی و پر رمــــز و راز آن را بیـان کند

و امام علی علیه السلام هم فرموده اند :

هرکس ادعای تفسیــــــر کامل کند بسیـــــار دروغ گو است ،

 واضح است که امام علی علیه السلام  ؛

خود داناترینِ مردم در همه علـــوم از جمله علـم تفسیـر می باشند .

 

 

شرایطی که باید یک مفسّـرقرآن داشته باشد : 

 

کسی را رسد تا در علــوم قـــرآن

غور و تاْمل کند که دارای ده علــــم باشد:  

                      

 1- عـلـم لغـت 2- عـلـم اشتقاق 3- علم نحـو 4- علم قرائت 5- علم سیـــره ها 

 6- علم حدیث  7- علم اصول فقـه 8- علم معامـلات 9- علم موهبت 10- علم احکام  

                                       

 ( تفسیرادبی عـرفانی جـلــد اول ص 7 )

 

شرایط و ویژگی های مفسر برای تفسیر قرآن

از نظر مرحوم طبرسی صاحب تفسیر شریف مجمع البیان داشتن 15 علم است :

1 - علم لغت شناسی  2- علم نحو 3 -  علم صرف  4- علم اشتقاق

  5 - علم معانی 6 - علم بیان 7 - علم بدیع 8 - علم قرائت   9 - علم اصول دین

10 - علم اصول فقه 11 - علم اسباب نزول آیات 12- علم ناسخ و منسوخ 

 13 - علم فقه 14 - علم روایاتی که آیات مجمل را روشن میکند  

15 - علــــوم و بینش هـــــای معنـــــوی و درونــــی

که درنتیجه عمــــل به عـلـم و دانش به عامل آن ارزانی میشود .  

 ( ص 13 مجمع الـبیـــان جــلــــد 1)

اولیـن و بزرگترین مفسّـر قرآن : 

 

درمیــان اصحـــاب پیــامبـــــــر(ص) ؛

کسانی که در علم تفسیر سخن گفته اند ؛

چهـــار نفـــر معـــروفنــــــد :  

اول امیرالمؤمنین حضرت امام علی(ع)  

دوم  ابن عبـــاس ،

ســـوم ابن مسعــــــود

و چهارم ابی ابن کعـب،


و به تصدیق خاصه و عامه (شیعه و سنی) آن حضرت ( علی ع )

در کلیه علوم از جمله علم تفسیر از دیگران فـائق تر و برتر و بالاتر

و سرآمد تمام مردم قرون و اعصار می باشند  

چرا که پیامبر(ص) فرموده اند :

من شهـر علـم هستــــم و علی (ع) دروازه آن شهــر است.


ابن عبـــاس گویــــد : ‌‌


علی(ع) علم را از پیامبر(ص) آموخت،   

و پیامبــــــــــر(ص) از خــــــــــــدا،   

پس علم پیغمبـر(ص) ، علــم خـداست،

و علم علی (ع) ، علم پیامبــــــر(ص)،   

و علــم من ، علـــم علی( ع ) است،

و علم من و علم همه اصحـــاب پیامبـــر(ص)

در برابر علم علی(ع) همانند قطره ای است در برابر دریـا.


 وقتی علی (ع) سخن می گوید ؛

گویی از پس پرده غیب، عالم لاریب را می بیند

و با جودت فکر ثابت و اصابت ر‌اْی ثاقب خود

کلمات را می شکافد و بیان می کند .


یک روز جماعتی از اهل تفسیرنزد ابن عباس آمدند

و مشکلات تفسیر را از او پرسیدند

همه را به صواب جواب گفت،

گروهی مقربان و قُـّراء آمدند

و مشکلات قـــرائت را پرسیدند

همه را  به بهترین وجه پاسخ داد،

گروهی دیگر از حلال و حرام پرسیدند

و قومی از مشکلات لغت عـــرب و شعـــر ،

او همه را پاســــخ کامـــــل داد،

یکی از صحابــــه بلنــــد شد،

ســـــــر و روی او را بوسیـــــــــد   و گفت :

قربانت گردم این همه دانش و معـرفـت را از که آموختی؟  

گفت : هرچه از دانش ها دارم همـه را از علی ابن ابیطالب (ع) آموختم 

 

( تفسیرادبی عـرفانی جـلــد اول ص6)

 

نقـــــل شـــــده :


روزی امام علی علیه السلام در مسجد کوفه در خطابه ای فرمودند :

سَـلُـونِی قَبـلَ اَن تَفقِــدُونِی

پیش از آن که مرا از دست بدهید

از من بپرسیــــــــد آن چه را که نمی دانیـــــــــد ؛

که من راه های آسمان ها را می دانم همان گونه که راه های زمینی را ،

[ منظور این که از علــــم نجـــوم و کهکشانها و ماوراء طبیعت بپرسید ]


گویند در میان جمع بیست نفر سئوال کردند و پاسخ های خود را گرفتند ...

اولیـــن نفر :

اولین سوال کننده از گوشه‌ی مسجد کوفه برخاست و پرسید :

یا علی ، به من بگو از اینجا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است ؟

امیرالمومنین فرمود :

اولا فاصله فرش تا عرش ، یک فاصله‌ی مکانی نیست که من به تو بگویم از اینجا تا عرش چقدر فاصله است ؟!

اما اگر یک مومنی خالصانه بگوید لا اله الا الله و این کلمه توحید را بر زبان خود جاری سازد ،

او فاصله فرش تا عرش را پیموده است ، فرش و عرش را به یکدیگر دوخته است .

و بعد در ادامه فرمود :

اگر می خواهی عرش پروردگار رحمان را جستجو کنی ،

بدان قلب یک انسان مومن عرش پروردگار رحمان است‌‌.

اولین سوال کننده جواب سوال خود را گرفت و نشست ....


بیستمین نفر پرسید :

تعـــداد موهــــای سر و صورت من چقدر است !

امام فرمودند اگر من تعداد موهای سر و صورت تو را بگویم

کسی باور نمی کند ( چون اثبات آن کاری بسیـــــار دشوار است )

ولی این را بگویم که آینـــدگان خواهنـــد دید ؛

تو در خانه ات پسری داری که در آینده قاتل پسر من (حسین) خواهد بود .

 

توضیــــح :

جرج جرداق دانشمند مسیحی در کتاب " امام علی صوت العدالة الانسانیة " می گوید :

ای شیعیان ، افتخار کنید به چنین پیشوایی . کدام رهبر را در تاریخ بشر سراغ دارید ،

در هر زمینه ای از او پرسیده باشند ، بی درنگ پاسخ داده باشد ؟ ...

ای روزگار ، تو را چه شده است ؟

ای کاش تمام ثروت ها و سرمایه های خود را بسیج می کردی تا در هر قرنی ،

یک علی تحویل جامعه ی بشریت می‌دادی .

کمبود جامعه ی بشری ما ، وجود یک پیشوایی به نام علی بن ابی طالب است .

و در پایان می گوید :

می دانید چرا علی را در محراب عبادت سر شکافتند ؟

علی را از شدت عدالتش کشتند !!!!

و او تنها پیشوای عادل تاریخ بشر است که از شدت عدلش کشته شد نه از شدت ظلمش .

 

توضیــــح بیشــــــتر :

ابن ابی الحدید (عالم سُنی مذهب و جمع آوری کننده سخنان علی علیه السلام )

وقتی به اینجا می رسد ، تاسف می‌خورد . می‌گوید :

ای کاش آن شب در پای خطبه سلونی علی بن ابی طالب (ع)

انسان‌های فهیم و فرهیخته ای حضور می‌داشتند

که سوالات عمیق علمی و حکمی از محضر مولا می پرسیدند

تا پاسخ مولا برای ما آیندگان بماند ولی افسوس ...

بعضی آدم هایی که پای خطبه‌ی سلونی مولا علی نشسته بودند ،

آدم های عوام ِ کم سوادی بودند که سوالات شان از این نوع بود که چنین سوالی کردند !!

گزارش کامل خطبه سلونی در پست آینده ، ان شاءالله


الســلام علیـــک یا اباعبــدالله الحسیــــن

محـرّم حسینی نزدیک می شود ؛ آماده ایــد ؟

 


[ جمعه 93/7/25 ] [ 7:26 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسـم الله الرّحمـن الرّحیـم  


  متن کامل خطبـــه غدیــریـــه (کلیک) 

بــوی دوســت

 

این که آغاز به نام الله و بعـد رحمن و سپس رحیـم شده

جهت آن است که الله خالق همه آفرینش است

و بعــد رحمـــن ، قــــــدرت و پـــــرورش

و سپس رحیـم ، رحمت و آمرزش

یعنی که  به قدرت بیافریــدم،

و به نعمت بپـــروریــــدم،

و به رحمت بیامرزیدم! 


خـداونـدا،

 

نام تـو ما را جـواز ،

مهر تو ما را جهــــاز ،

شناخت تـو ما را امـــان

و لطف تـــــو مـــا را عیـان .


خـداونـدا :

 

ضعیفان را پنـــاهی ،

قاصدان را بر سـر راهی،

و مـــؤمنـــــان را گــــــواهـــــی ،  

چه عـزیز است آن کس را که تـو خواهی ؟! 


اگر روزی بیندازد کمند از برج ایـوانش 

بسا دلهــا که اندر حضرت او درشکارآرد 

 

 رحمن است که قاصدِ آن را توفیقِ مجــــاهــــــدت داد،  

رحیـم است که واجد آن را تحقیق مشاهدت داد ،

آن حال مریــــد است و این حال مـــراد ،

مرید به چراغ توفیق رفت به مشاهدت رسید ،

مـــــراد به شمــع تحقیــــق رفت به معــاینت رسید !  

 زیرا طالبِ به دوری از خود به وی نزدیک شود

و به گم شدن از خود وی را آشنـــا گردد،

که او نه از قاصــــدان دور است ،

نه از طالبــان گم و نه از مریــــدان غایب!


آسایش صــد هــزار جــان یک دم توست

شادان بُوَد آن دل که در آن دل غم تــوست

دانی ملکــا که روشـنـــائی دوچشــم

در دیـدن زلـف سـیـه پـرخــم تـوست 

 

یکی از صحابه از حضـرت رسول (ص) از بسـم الله پرسید

حضـرت فرمودند :  

نامی از نام هـای خداونـد و با نـام اعظــم نزدیک است.


حضرت امام صادق علیه السلام هم فرمودند :

 

بسـم الله کلید کتـــاب خـدا است همچون کلیـد درب ها،

همـانگونـــه که هیــــــــچ دری بی کلیــــــــد نیست

هـیـچ دستوری هم درقرآن بی بسـم الله نیست.


بســـــــــم الله ؛ 

نام خـداونـد بر صفت کمال است،

با عـزّت و با جـــــــــلال،

با لطف و با جمال،

و با فضل و با نوال است،

وجـود او دل ها را کرامت است  

و شهـــــــود او جــــان هـــــا را ولایت،

نا دَریافتــه در عیــــان

و شیــــرین در حکایت است،

یکی را اگر عنـایت کنـد،

همـه را کفایت کند.


آب و گل را زهـره مهـر تـــو کی بودی اگر

هـم به لطف خود نکردی در ازلشان اختیـار

مهر ذات توست یا رب دوستــان را اعتقــاد

یاد وصف توست یا رب غمگنـان را غمگســار

 

خـداونـدا ؛

نثــار دل من  امیــد دیــــدار تـو است

و بهـار جـــان من در مرغـزار وصال تــو است. 

آن چه جانی باشد که وعـده دیـــــدار فراموش کند؟

و آن چه دلی باشــد که نسیـم وصـال را از گلـزار نبوید؟

و آن چه زبـــانی باشد که جز نــــــام دوست به خود راه دهد؟

که از نام دوست بـوی دوست آید، و حدیث دوست راحت جان فــزاید.


روی ما شاد است تا تو حاضری با روی تو 

جان ما خوش باد چون غایب شوی با یاد تو 

 

فرا رسیدن عیـــد سعیــد غدیـــــر خــــــم را

به شما و همــــــــه شیعیـــــــان و ولایت مــــداران مولایمـــان

امیرالمؤمنیـــــــــــــن علی ابن ابیطالب علیه السلام تبریک عرض نموده

توفیق پیروی از دستورات و تعالیم حیاتبخش ایشان را از خداوند بزرگ مسئلت داریم



[ یکشنبه 93/7/20 ] [ 4:35 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم


چــراغ معـرفـت


 

تفسیـر بســم الله نـزد اهـل عـرفـان :

ب = بهـــاء خــــــــــدا  

س = سنـای خـــــــدا  

 م  = مـلـک خـــــــــدا



تفسیـر بسـم الله نـزد اهـل معـرفت : 

ب = بهــــاء احـــدیـــت 

س = سنــای صمــدیت 

م = مُـلـک الـــوهیـــت 

ب = بهـــاء او قــــدیــــــم 

س = سنـــای او کــــریـم 

م = مُـلــک او عـظـیـــــم 

ب = بهـــاء او با جــــــلال 

س = سنــای او با جمـال 

م = مُــلــــک او بـی زوال               

 ب = بهـــاء او دلــربـــــــــــا 

س =  سنـــای او مهــرافـزا 

م = مُـلـــک او بی  فـنـــــــا


تفسیــر بســـم الله نــــزد اهــل ذوق :  

ب  = بــرّ او با اولیـــــــــاء 

س = ســرّ او با اصفیــــاء  

م = منت او براهــــل ولاء 

ب = بـــرّ با بنــــــدگان 

س = سـرّ  با دوستـــان 

م = منت بر مشتــاقــان

 

 

اگـرنیکی او نبـودی چه جای تعـبیـه سّــر او بـودی؟  

اگـر منت او نبـودی بنـده را چـه جـای وصــل او بــودی؟

و بر درگاه جــلال او چه محـــل بودی؟   

و اگر مهـــر ازل نبودی بنده چگونه آشنای لم یزل بودی؟


دنیا به نام خــــدا خوش است

عـقبـی به عـفــــــــــو او ،

و بهشت به دیــــــــــدار او ،


در دنیا اگر نه پیغام و نام خدا بودی بنده را چه جای منزل بودی،

و در عقبی اگر نه عـفـو و کرمش بودی کار بنــده مشــکل بـودی،

در بهشت اگـر نـه دیـدار دل افــروز او بودی شادی درویش به چه بودی؟


خدایـا به نشان تو بینندگانیم،

به شناخت تو زندگانیم،

به نام تو آبادانیم،

به یاد تو شادمانیـــــــم،  

به یافت تــو نازانیــــــم،

مست از جام مهـر تو مائیم،

صیـد درعشـق تــــو مائیــم.


اسم (بسم الله) از سِمَت گرفته اند و سمت داغ ،

یعنی گوینده بسم الله دارنده آن رقم  و نشان کرده آن داغ است .  

 

حضـرت رضا ( ع ) فرمودند :

وقتی بنده بسم الله می گوید یعنی :

خـداونــدا داغ دارم و بدان شادم

اما از بودِ خــــود به فریــــــــــــادم ،


کــــــریمـــــــــا ؛

 

بودِ مرا از پیش من برگیر

که بودِ تو راست کند همه کارم.


خــدایـــــــــــا ؛


بودِ تـــــو چراغ معرفت بیفروخت

پس روشنی دل من افزونی است،

گواهی تـــــــــو ترجمانی من کرد

پس نــــداء من افـــــــزونی است،

نزدیکی تو چراغِ وجدِ من بیفروخت

پس همتِ من افـــــــزونی است ،

اراده تــــــــــــو کار مـــن بساخت

پس جهـــد مــن افــــزونی است.


خـداونــــــــدا ؛


از بــودِ خـــود چه دیـــــدم؟

مگـــر بــــــــلا و عـنـــــــــا ،

و از بــودِ تـــو چه رسیدم ؟

همـــــه عطــــــا و وفــــا !


ای پیشرو از هرچه بخوبی است جلالت 


ای دور شـده آفت نقصــــــان ز کمـالت

  

زهره به نشاط آید چون یافت سمـاعت 


خورشید به رشک آید چون دید جمـالت

  

 

بسـم الله الـرحمـن الـرحیــم :

 

آغاز کتاب خـدا بر نام الله و رحمـن و رحیـم از آن جهت است که:

همه معانی در آن سه نـــــــــام جمـــــــع است

و آن معانی سـه قســــــم است :


قسمی جلال و هیبت و آن در نام الله است،

قسمی نعمت و تربیت، و آن  در نام رحمن است،

و قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیـم است!


معنی دیگـر آن است که :

در آن زمان که خـداوند پیغمبر را به خلق فرستاد،

مــــــردم ســــه گـــروه بودنــد :

بت پرستــــــان ، جهــــــودان ، ترسـایـــــــان،

گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند

و این نام در میان آنان مشهور بود

گروه دوم نام او را رحمن می دانستند

و در تــــــــــــورات مذکــــور است،

گـروه سوم نـام او را رحیـم می دانستند

و نزد آنان در انجیــل معــروف است


رحمتی کن بر دل خـلـق و برون آی از حجاب

  

تا شـود کـوتـه ز هفتـاد و دو ملـت داوری


[ جمعه 93/7/11 ] [ 2:10 عصر ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم


  بسـم الله رمـز توحیـد



 

 

بســم الله کلمه امان و رحمت است.  امام علی (ع)


بســم الله تاج ســوره هــاست     امام صـادق (ع)


بسم الله نشانگـر رنگ و صبغه الهی و بیانگر جهت گیری توحیدی ماست.


بســم الله رمــــــــز توحیـد است،

و ذکـر نام دیگران به جـــــای آن کفـر،

و قرین کردن نام خـدا با نام دیگـران نشانه شـرک،

نه درکنار نام خـدا نام دیگـری را ببریم و نه به جای نام او .


بسم الله رمز بقـا و دوام است.

زیرا هرچه رنگ خدائی نداشته باشد فانی است.


بسم الله رمـز عشــق به خـدا و توکل به اوست


بسم الله رمـز خروج از تکبـر و اظهـار عجـز به درگاه الهی است.


بسم الله گام اول در مسیر بندگی و عبودیت است


بسم الله موجب فـرار شیطـان است...


بسم الله عامل قداست یافتن کارها و بیمه کردن آنهـا است.


بسم الله ذکر خــــدا و بیانگــر انگـیـزه ماست...


بسم الله به اسم اعظم الهی از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیکتر است.

[امام رضا (ع)] 

                                      

(تفسیر نـور جلد اول ص 18-19-20 )


 

[ درباره آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم گفته شده که علاوه بر اینکه خود

آیه مستقلی می باشد در قـرآن از جایگاه خاصی برخوردار است،

و گفتن آن در اول هرکاری سفارش

و تکرار آن در ابتدای هر سوره نشانه اهمیت آن است...]   

                

[استعانت از خــدا یعنی کمک گرفتن از تمام صفات او،

او رحمن و رحیم است و چشم امیـد ما  به رحمت اوست.

رحمتی گسترده و عمومی برای این جهان و جهان دیگـر...

رحمتی گستـرده و ابـدی

برای همه بدون قصدِ بازگشتِ نتیجـه ، مخصـوصِ خـداوند است] 

                                                                        

 ( تفسیـرنـور جـلــد2 ص 10) 

         

 بسـم الله الرحمن الرحیم ، [نزول آن از عالم اعلای قدرت ،

ظهور آن در حلیه عباراتی برتر از بلاغت، و تأثیر حکیمانه آن

در هدایت بشریت بسی شگفت انگیز است


آنچه دراین آیه مورد توجه است

همان مبدئیت همه کمالاتی است که درجهان ظهور نموده است.]


رحمن دلالت بر رحمت عـامه  و گسترده

و رحیـم دلالت بر رحمت خاصه و محـدود است،


رحمن به همه موجودات است  و رحیم به مؤمنان،


 رحمن در دنیـا و آخـرت و رحیـم درآخـرت.


رحمـن اسـم خـاص بـرای صفت عام ،

و رحیم اسم عـام برای صفت خـاص است.


قرآن که تنها کتاب توحید و برای آخرین تکامل فکری بشر است

سوره هایش با بسم الله شروع میشود تا انسان را متوجه سازد

که همه تعالیم و دستوراتش از مبدأ حـق و از مظهر رحمت است.


دستورگفتن بسم الله در ابتدای همه امور برای این است که روی فکر و دل را

از غیر خــدا به خــدا برگرداند تا انسان همه جهان و هر عملی را

از نگاه توحید بنگرد و از پراکندگی فکری بسوی وحدت گراید


و در اقدام به هر عملی ،

قدرتی بیش از قدرت استعدادی خود کسب و بکار برد 

و فقط به قدرت ناچیز و محدود خود متکی نباشد

چرا که هرعملی که بنام غیرخدا و یا با غفلت از نام خدا انجام گیرد

بهره و نتیجه مطلوب را بدست نخواهد داد که بزرگان دین فرموده اند:


هرعملی که با بسـم الله شروع نشود ابتـر و ناقص است،


 

قـرآن تعلیـم می دهد که انسان همه امور را بنام خـداونــد رحمن و رحیم آغاز کند،

و فکر خود را به او پیوند داده و خود را از پراکندگی و نگـرانی برهـاند .


رحمن و رحیم وصف بلاواسطه اسم ذات او میباشد ،

رحمت در انسان عاطفه و احساس لطیفی است

که منشأ حس کمک و خیراندیشی و خیـرخواهی شده

و از انجام تقاضای این عاطفه بدون توقع پاداش

لذت بََرَد ولی درباره خداوند از جهت آثار و ظهور رحمت است،

این عاطفه خیر و خوی انسانی

مانند دیگر استعدادها و فضایل انسانی در ضمیر انسان نهفته است .


توجه به مبدأ رحمت و آثار آن و تکرار این کلمه عاطفـه را در انسـان بیدار   

و بکار می اندازد تا آنکه قلبش سرچشمه رحمت

و از زبان و عملش خیرات بسوی دیگران جاری شود.


اثر تکرار و تذکر همه صفات و نام های خداونـد همین است که

معنا و حقیقت آن را در انسان مستعد ظهور می نماید.       

( پـرتـوی از قـرآن جـلــد 1)


[ یکشنبه 93/7/6 ] [ 7:22 صبح ] [ سـرچشمــه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 246
بازدید دیروز: 197
کل بازدیدها: 98956